روز قسمت بود ، خدا هستی را قسمت می‌کرد . خدا گفت : چیزی از من بخواهید هر چه که باشد شما را خواهم داد
سهم‌تان را از هستی طلب کنید زیرا که خداوند بسیار بخشنده است .
وهرکه آمد چیزی خواست یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن . یکی جثه‌ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز . یکی دریا را انتخاب کرد ویکی آسمان را .
دراین میان کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت : خدایا من چیز زیادی از این هستی نمی‌خواهم نه چشمانی تیز و نه جثه‌ای بزرگ، نه بالی و نه پایی نه آسمان و نه دریا، تنها کمی از خودت، تنها کمی از خودت را به من بده
و خدا کمی نور به او داد .
نام او کرم شب‌تاب شد .
خدا گفت : آن نوری که با خود دارد بزرگ است. حتی اگر به قدر ذره‌ای باشد. تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان می‌شوی .
و رو به دیگران گفت: کاش می‌دانستید که این کرم کوچک ، بهترین را خواست زیرا از خدا جز خدا نباید خواست .
هزاران سال است که او می‌تابد روی دامن هستی می‌تابد وقتی ستاره‌ای نیست چراغ کرم شب‌تاب روشن است و کسی نمی‌داند که این همان چراغی است که روزی خدا آن را به کرمی کوچک بخشیده است ..
برآن شدیم تا بسان موری ناتوان و ران ملخی نزد سلیمان بردن ،تحفه ای ناچیز محضرام المصائب کربلا حضرت زینب کبری سلام الله علیها تقدیم داشته ودر این راه دست یاری به سمت همه شاعران ودلسوختگان ارباب درازمیکنیم.

راههای ارتباط باما:

۱- پیام یا نظردرهمین پایگاه
۲- ایمیل hazrate_fatemeh@yahoo.com
۳- سامانه های پیام کوتاه
۵۰۰۰۲۰۴۰۶۷۴۰
۵۰۰۰۲۰۴۰۳۰۰۶۰۰

۴- ارتباط از طریق تلگرام

???برای عضویت درکانال تلگرام ماکلیک بفرمایید???

??????

???
⚜️  @hulma_ir      مطالب کاربردی مداحی     ⚜️

لازم به یادآوری که این پایگاه فقط آثار ارسالی را که از حیث مضمون و قواعد شعری در سطح مطلوبی هستند درج می نماید.
خادم اهل البیت (علیهاسلام) : جواد راستگوی