فدک

 ماجرای فدک قبل ازخطبه فدکیه

 

فتح و اعطای فدک به فاطمه
پس از فتح خیبر در سال هفتم هجرت و حدود چهار سال قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله، اهل فدک تسلیم شدند بدون آنکه لشکر اسلام در فتح آنجا شرکت داشته باشند، و به حکم آیه ما افاء الله علی رسوله چنین سرزمینهایی ملک شخصی پیامبر صلی الله علیه و آله می شود.
لذا سرزمین فدک به صورت یکپارچه از آن پیامبر صلی الله علیه و آله شد که می بایست مردم فدک در آن کار می کردند و در آمد آن را به حضرت تسلیم می نمودند و فقط اجرت دریافت می کردند.
بلافاصله پس از فتح فدک، آیه وات ذا القربی حقه نازل شد، یعنی حق خویشان را به آنان بده، و جبرئیل در بیان آن از طرف خداوند عرضه داشت: فدک را به فاطمه عطا کن.
پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت زهرا سلام الله علیها را فرا خواند و به دستور آن حضرت سند فدک بعنوان بخشوده و اعطایی پیامبر صلی الله علیه و آله به آن حضرت تحویل داده شد. سپس با دعوت مردم، از درآمد فدک به عنوان اعطایی فاطمه سلام الله علیها بین مردم تقسیم کردند.
حضرت زهرا سلام الله علیها در سرزمین فدک نماینده ای قرار داد، و او پس ‍ از محاسبات لازم و پرداخت مخارج، در آمد آن را – که از هفتاد هزار سکه طلا تا صد و بیست هزار سکه نوشته اند – خدمت حضرت زهرا سلام الله علیها تقدیم می نمود.
هر ساله حضرت به اندازه قوت خود بر می داشت و بقیه را بین فقرا تقسیم می کرد، و تا هنگام رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله این شیوه ادامه داشت.

 

اخراج نماینده حضرت زهرا و غضب فدک

ده روز پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله ابوبکر مأمورانش را به فدک فرستاد و نماینده حضرت زهرا سلام الله علیها را از آنجا اخراج کرد و آن را غضب نمود و در آمد آن را برای مخارج حکومت غاصبانه خود قرار داد.
ارائه سند فدک توسط حضرت زهرا
در اولین برخورد، عمر به حضرت زهرا سلام الله علیها گفت: آن نوشته ای که می گفتی پدرت درباره فدک برایت نوشته بیاور!
حضرت زهرا سلام الله علیها سند فدک را آورد و به ابوبکر نشان داد و فرمود: این نوشته پیامبر صلی الله علیه و آله برای من و فرزندانم است.
ابوبکر و عمر نه تنها اعتنایی به سند نکردند بلکه عمر سند فدک را از حضرت زهرا سلام الله علیها گرفت و پیش چشم مردم آب دهان بر آن انداخت و آن را پاره کرد و علنا مخالفت خود را با امر پیامبر صلی الله علیه و آله اعلام نمود. اکنون باید مراحل اتمام حجت طی می شد تا غاصبین کار خود را حق جلوه ندهند.

 

جعل حدیث برای غصب فدک

آماده سازی مدرکی جعلی برای گرفتن فدک به صورت جمله نحن معاشر الانبیاء لا نورث ما پیامبران ارث نمی گذاریم مطرح شد.
در جایی که اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله حضور داشتند، کسی جز عایشه و حفصه و یک عرب بیابانی به نام مالک بن اوس بن حدثان کسی به شنیدن چنین حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله گواهی نداد.
احتجاج مفصل حضرت زهرا در مجلس ابوبکر و عمر

در اولین مرحله اتمام حجت، حضرت زهرا سلام الله علیها به امر امیرالمومنین علیه السلام به مجلسی آمد که ابوبکر و عمر به همراه عده ای به طور خصوصی در آن بودند، و ابتدا اخراج نماینده اش را مطرح کرد و اینکه فدک بخشوده پیامبر صلی الله علیه و آله است. ابوبکر حدیث جعلی نحن معاشر الانبیاء لا نورث را پیش کشید. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: این اولین شهادت ناحق است. فدک را پیامبر صلی الله علیه و آله به من بخشیده است و من شاهدانی دارم. ابوبکر گفت: دلیل خود را بیاور.
حضرت زهرا سلام الله علیها تصرف مالکانه خود در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله را مطرح کرد و فرمود: چرا درباره چیزی که در دست من است از من شاهد می خواهی!؟
ابوبکر سخن حضرت را نشنیده گرفت و بار دیگر گفت: چون غنیمت مسلمانان است، اگر دلیل نیاوری امضا نخواهم کرد!
حضرت فرمود: آیا می خواهید دستور پیامبر صلی الله علیه و آله را رد کنید و درباره ما حکمی غیر از حکم مسلمانان اجرا کنید؟! عمر با حال غضب گفت: این غنیمت مسلمانان است، و باید برای مالکیت خود دلیل بیاوری!
حضرت در اینجا عصمت خود را مطرح فرمودند و اینکه سیده زنان اهل بهشت ادعای باطل نمی نماید، همانطوری که شهادت کسی بر علیه آنان قبول نیست. ولی عمر گفت: ما شهادت دیگران را بر علیه تو قبول می کنیم!
حضرت با اشاره به آیه تطهیر فرمود: کسی که بر علیه سیده زنان اهل بهشت شهادتی را بپذیرد ملعون و کافر است: چرا که آنان به حکم خداوند معصومند و آنان با سایر مردم مساوی نیستند.
سپس ابوبکر گفت: درباره فدک دلیل بیاور. حضرت زهرا سلام الله علیها با ذکر آیه وآت القربی حقه فرمود: من و فرزندانم نزدیکترین خلایق به پیامبر صلی الله علیه و آله بودیم و آن حضرت فدک را به بخشید.
عمر گفت: بر ادعای خود دلیل بیاور و شاهدانی حاضر کن!

 

شاهدان فاطمه بر ملکیت فدک

حضرت زهرا سلام الله علیها در همان مجلس ماند و کسی را فرستاد تا امیرالمؤ منین و امام حسن و امام حسین علیه السلام و ام ایمن و اسماء بنت عمیس آمدند و به همه آنچه حضرت زهرا سلام الله علیها فرموده بود شهادت دادند.
عمر گفت: علی همسر اوست، حسن و حسین هم پسران او هستند.
ام ایمن هم خدمتکار اوست. اسماء بنت عمیس هم قبلا همسر جعفر بن ابی طالب بوده و خدمتگزار فاطمه سلام الله علیها است و به نفع بنی هاشم شهادت خواهد داد. همه این شاهدان برای منفعت خود شهادت می دهند!!! او درباره ام ایمن اضافه کرد که او زنی غیر عرب است و با فصاحت نمی تواند شهادت دهد!!!
امیرالمؤ منین فرمود:
هر کس فاطمه و حسن و حسین را تکذیب کند پیامبر را تکذیب کرده است، و پیامبر درباره من فرمود: هر که تو را رد کند مرا رد کرده است، و ام ایمن کسی است که پیامبر برای، به بهشت شهادت داده است، و برای اسماء بنت عمیس و نسل او ادعا کرده است.
عمر گفت: شما همانگونه هستید که توصیف نمودید، ولی شهادت کسی که به نفع خود شهادت می دهد قبول نمی شود!
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: اکنون که ما آن طور هستیم که خودتان می شناسید و منکر نیستید و در عین حال شهادت ما به نفع خودمان پذیرفته نیست و شهادت پیامبر هم قبول نیست پس انا الله و انا الیه راجعون! به زودی ظالمان خواهند دانست که به کجا باز می گردند.
حضرت زهرا سلام الله علیها با حال غضب برخاست و فرمود: خدایا! این دو به حق دختر پیامبرت ظلم کردند. خدایا به شدت اینان را مأخوذ فرما و سپس حضرت زهرا سلام الله علیها مخزون و گریان از نزد بیرون آمد.
نصرت طلبی حضرت زهرا و اهل بیت در سایه فدک
اقدامی که هیچکس – نه غاصبین و نه مردم – انتظارش را نداشتند این بود که امیرالمومنین علیه السلام تا چندین روز متوالی، هر روز حضرت زهرا سلام الله علیها را به همراه امام حسن و امام حسین علیه السلام سوار بر مرکبی می نمود و بر در خانه مهاجرین و انصار می برد. حضرت زهرا سلام الله علیها به آنان می فرمود:
ای مهاجرین و انصار، خدا و دختر پیامبرتان را یاری کنید، شما روزی که با پیامبر بیعت کردید بر سر این بیعت کردید که از او و فرزندانش حمایت کنید و از آنان منع کنید آنچه از خود و فرزندانتان منع می کنید. بیایید و به بیعت خود نسبت به پیامبر وفا کنید.
ولی کسی به حضرت جواب مثبت نداد.

 

احتجاج خصوصی حضرت زهرا بر ابوبکر

بار دیگر امیرالمؤ منین علیه السلام به حضرت زهرا سلام الله علیها نزد ابوبکر برو و بگو:
ادعای مقام پدرم و خلافت او را کرده ای و جای او نشسته اید؟ اگر فدک ملک تو هم بود و من از تو می خواستم که آن را به من ببخشی، بر تو واجب بو آن را به من بدهی. حضرت زهرا سلام الله علیها نزد ابوبکر آمد این مطالب را به او فرمود.
ابوبکر گفت: راست می گویی. سپس ورقه ای خواست و بر آن نوشته ای مبنی بر بازگرداندن فدک نوشت. خضرت زهرا سلام الله علیها نوشته را برداشت و از نزد و از نزد ابوبکر بیرون آمد.
پاره کردن سند فدک
عمر در راه حضرت را دید و گفت: ای دختر محمد! این نوشته چیست!؟
فرمود: نوشته ای است که ابوبکر بعنوان باز پس دادن فدک نوشته است. گفت: آن را به من بده! حضرت خودداری کرد و آن را نداد.
در اینجا عمر جسارتی کرد که صفحه تاریخ را سیاه نمود و سوز جانکاه آن برای همیشه دل محبان فاطمه علیه السلام را سوزاند. او با قساوت تمام در میان کوچه و رهگذر مردم به دختر پیامبر صلی الله علیه و آله اهانتی عظیم کرد و با پا به فاطمه سلام الله علیها زد، و به این اکتفا نکرد و سیلی به صورت مبارک آن حضرت زد و طوری که در اثر آن گوشواره حضرت شکست. سپس نوشته ابوبکر را به زور از دست حضرت گرفت و آب دهان بر آن انداخت و نوشته هایش را پاک کرد و آن را پاره نمود و گفت: این سرزمینی است که پدر تو هم با اسب و لشکر آنجا را فتح نکرده است!
امیرالمؤ منین علیه السلام در خانه منتظر بود. وقتی حضرت زهرا سلام الله علیها پشت در آمد حضرت به استقبال او رفت و فرمود: ای دختر پیامبر، چرا این گونه غضبناک هستی؟ حضرت زهرا سلام الله علیها جسارت عمر را بازگو کرد.
امیرالمؤ منین علیه السلام با یک دنیا تأسف و غصه از چنین جسارتی به ساحت مقدس بانوی دو جهان، بعنوان شریک غم و تسلای آن حضرت فرمود: آنچه نسبت به من و پدرت مرتکب شده اند از این بالاتر است.
احتجاج مفصل امیرالمؤمنین با ابوبکر و عمر در مسجد

مرحله احتجاج آن بود که امیرالمومنین علیه السلام شخصا به مسجد آمد و در حضور مهاجرین و انصار که در اطراف ابوبکر نشسته بودند خطاب به ابوبکر فرمود: ای ابوبکر، چرا آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله برای فاطمه قرار داده بود از او منع نمودی، در حالی که نماینده او از چند سال قبل در آنجا بوده است؟!
ابوبکر گفت: این غنیمت مسلمین است اگر شاهدان عادلی بیاورد به او می دهیم و گرنه در آن حقی ندارد.
حضرت فرمود:
ای ابوبکر، درباره ما حکمی می نمایی بر خلاف آنچه درباره مسلمانان حکم می نمایی؟ چرا از فاطمه شاهد می خواهی در حالی که فدک در دست راست اوست و در زمان حیات پیامبر و بعد از آن حضرت مالک آن بوده است؟ چرا از مسلمین شاهد نمی خواهید؟!
ابوبکر ساکت شد، ولی عمر گفت: این غنیمت مسلمین است و ما با کلام تو نمی توانیم مقابله کنیم! اگر شاهدان عادلی آوردی قبول می کنیم! امیرالمؤ منین علیه السلام آیه تطهیر را مطرح کرد و فرمود: آیا شهادت کسی را بر علیه فاطمه قبول می کنی؟ ابوبکر گفت آری؟
حضرت فرمود:
پس کافری! زیرا شهادت خداوند را بر طهارت او رد کرده ای و شهادت مردم را بر علیه او قبول کرده ای. همچنین حکم خدا و رسول را رد کرده ای که فدک را برای فاطمه قرار دادند. همانطور که فرمان دیگر پیامبر صلی الله علیه و آله را رد کرده ای که از مدعی علیه شاهد می خواهی! تو سخن خدا و رسول را رد کردی و گفته یک عرب بیابانی را پذیرفتی و فدک را از فاطمه گرفتی و گمان کردی غنیمت مسلمین است.
در اینجا مردم به خشم آمدند و متوجه ظلم ابوبکر و عمر شدند و به یکدیگر نگاه کردند و گفتند: به خدا قسم علی راست می گوید..
امیرالمؤ منین علیه السلام هم به خانه باز گشت.

 

خطابه مفصل حضرت فاطمه زهرا در مسجد
در شرایطی که ابوبکر و عمر به همراه مهاجرین و انصار، مجلس مهمی در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله تشکیل داده بودند و مشغول قدرت نمایی در مقابل خانه فاطمه علیه السلام بودند که در فاصله چند قدمی آنان بود، ناگهان در خانه فاطمه سلام الله علیها باز شد و بانوی با عظمت اسلام در حالی که عده ای از زنان گرداگرد آن حضرت بودند وارد مسجد شده به سوی جمعیت پیش آمدند.
دختر پیامبر سر مبارک را با پوشش کامل پوشانیده و لباس سراسری از روی لباسها پوشیده بود. از شدت غم و ناراحتی جسمی، قامت فاطمه سلام الله علیها راست نبود و لباس حضرت به زمین کشیده می شد و گاهی زیر پای مبارکش می رفت. با ورود بزرگ بانوی جهان فورا بین زنان و مردان پرده ای زده شد، و حضرت با زنان همراه در آن سوی پرده قرار گرفتند و روی زمین نشستند.
ناگهان صدای فاطمه سلام الله علیها را شنیدند که آهی جانسوز کشید و همه مردم به گریه در آمدند و مجلس بر خود لرزید و همه منقلب شدند. شدت گریه به حدی بود که حضرت مدتی طولانی صبر کرد تا مردم ساکت شدند. حضرت خواست سخنان خود را آغاز که با شنیدن چند کلمه بار دیگر مردم به گریه در آمدند و حضرت آن قدر صبر کرد تا مردم کاملا آرام شدند و آنگاه سخنان خود را آغاز کرد.
فاطمه زهرا سلام الله علیها پس از حمد و ثنای الهی و اقرار به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و بیان حکمتهایی از خلقت و تکلیف بشر و ارسال انبیاء علیه السلام و خصوص نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله سوابق مردم با قرآن و اهل بیت علیه السلام شدند. از یک سو سابقه مردم در کمک به دین خدا و از سوی دیگر وظیفه خطیر شان نسبت به آیندگان را متذکر شدند. همچنین عظمت قرآن و اهل بیت علیه السلام و ارتباط آن دو با یکدیگر را بیان کردند و سپس شمه ای از حکمت شرایع الهی را ذکر نمودند.
پس از آن خود را معرفی کردند تا اهل مجلس و آینده تاریخ بدانند چه مقام معظمی با مردم سخن گفته است و سپس سوابق و زحمات طاقت فرسا و فداکارانه پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤ منین علیه السلام در پرورش ‍ نهال اسلام را ذکر کردند.
در اینجا سخن را به مطلب مورد نظر نزدیک کردند و ارتداد مردم پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و نادیده گرفتن گذشته ها را یاد آور شدند و اینکه آتش فتنه ها را بر علیه دین خدا و اهل بیت پیامبر علیه السلام شعله ور می نمایند. سپس مسئله فدک را بعنوان نمونه ای از آتشهای بر انگیخته آنان بر شمردند.
در این قسمت از سخن آیاتی از قرآن درباره ارث و بخصوص ارث انبیاء به میان آوردند، و مسائلی را که به طور خصوصی با ابوبکر و عمر مطرح کرده بودند این بار در حضور مردم به طور مفصل تر و علنی تر بیان کردند.
سپس خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله از غاصبین و مردمی که موید آنان بودند شکایت بردند و این شکوه را در قالب اشعاری بیان کردند.
آنگاه خطاب را متوجه نمودند و با یاد آوری گذشته آنان در اطاعت از اوامر پیامبر صلی الله علیه و آله و یاری دین خدا، تعجب خود را از بی توجهی آنان نسبت به احقاق حق دختر پیامبر صلی الله علیه و آله بیان کردند که حتی پس از داد خواهی و فریاد کمک طلبی کسی اعتنا نمی کند!
ابوبکر از فرصت استفاده کرد و در سخنانی کوتاه حدیث جعلی خود را مبتنی بر ارث نبردن از انبیا مطرح کرد و اشاره کرد که من غصب فدک را با مشورت و توافق مسلمین انجام داده ام.
حضرت زهرا سلام الله علیها ضمن اینکه ساحت پیامبر صلی الله علیه و آله را از مخالفت قرآن منزه دانستند، آیات صریح ارث انبیا علیه السلام را مطرح کردند و ثابت کردند که هیچ استثنای در مسئله ارث برای هیچ کس ‍ وجود ندارد.
این بار ابوبکر اقرار کرد که از جوانب عاجزم و فقط مسلمین را بین خود و تو قرار می دهم. اینجا بود که حضرت زهرا سلام الله علیها خطاب را متوجه مسلمین نموند و به شدت آنان را که به سوی سخن باطل روی آورده بودند مورد مواخذه قرار دادند و به عذاب بشارت دادند و اشاره کردند که اگر مردم هم به آن راضی نباشند خدا راضی است.
در اینجا سخنان خضرت پایان یافت و در راه بازگشت به خانه، رافع بن رفاعه به آن حضرت گفت: چرا علی قبلا ما را آگاه نکرد تا در خلافت با دیگری بیعت نکنیم و کار به اینجا نرسد؟! حضرت با غضب به او فرمود:
پس از واقعه غدیر برای احدی عذری باقی نمانده است.
ام سلمه نیز سر از حجره اش بیرون کرد و با خطاب توبیخ آمیز به مردمی که خطابه حضرت زهرا سلام الله علیها را بدون نتیجه خاصی به پایان برده بودند گفت:
آیا با مثل فاطمه این گونه برخورد می شود؟ آیا شما آمده اید به فاطمه سلام الله علیها حکم دینش را یاد دهید؟ آیا مثل فاطمه سلام الله علیها آنچه حقش نباشد طلب می کند؟ آیا عنایت خاص پیامبر علیه السلام نسبت به او فراموش کرده اید؟
سخنان حضرت زهرا برای زنان عیادت کننده

اولین اثر خطابه حضرت زهرا سلام الله علیها آن بود که زنان مهاجر و انصار بعد از مدتی که هیچ یادی از یادگار پیامبر صلی الله علیه و آله نکرده بودند به عیادت حضرت آمدند و گفتند: ای دختر پیامبر، حالتان چگونه است؟ حضرت فرمود: از دنیایی که با شما باشم متنفرم و آن را رها کرده ام، و نسبت به مردان شما غضبناکم.
آنگاه از آنان پرسید: از علی چه چیزی را نپسندیدند؟ اگر خلافت را به دست او سپرده بودند به بهترین وجهی آن را اداره می کرد و برکات آسمان و زمین بر آنان نازل می شد. سپس فرمود: هم اکنون باردار شده و پس از زمان کوتاهی ثمره اش ظاهر می گردد و از آن خون و سم کشنده می دوشید.
زنان عیادت کننده فرمایشات حضرت زهرا سلام الله علیها را برای مردان خود باز گو کردند. پیرو آن عده ای از بزرگان مهاجرین و انصار بعنوان عذر خواهی نزد حضرت آمدند و به خیال خود عذری تراشیدند و گفتند: ای سیده النساء، اگر علی قبل از بیعت این مسئله را یاد آور می شد سراغ دیگری نمی رفتیم!
حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: از من دور شوید، که با بهانه های بیهودتان عذر شما پذیرفته نیست و با کوتاهی های شما جای هیچ سخنی باقی نمانده است!

 

نامه امیرالمؤمنین به ابوبکر درباره غضب فدک

در حالی که غاصبین مشغول قدرت نمایی بودند امیرالمؤ منین علیه السلام نامه ای به مضامین عالی برای ابوبکر نوشت. این نامه از حضرت هنگامی نوشت که ابوبکر پس از تثبیت غضب فدک بر فراز منبر با اظهار قدرت سخنان ناروایی نسبت به مقام شامخ ولایت بر زبان راند. فرازهایی از نامه حضرت چنین بود:
میراث پاکان ابرار را برای خود قسمت کردند و با غضب بخشوده پیامبر صلی الله علیه و آله (یعنی فدک) سنگینی وزر وبال آن را بر خود خریدند. تا آنجا که مرا می شناسید هلاک کننده لشکرها و نابود کننده جنگجویان و از بین برنده بزرگانتان و خاموش کننده غائله هاتان و قاتل شجاعانتان بوده ام. در زمانهایی که شما در خانه هایتان نشسته بودید.
نخواستید خلافت و نبوت در ما باشد چرا که کینه های بدر و خونهای احد را به یاد آوردید! منم آنکه زنگار ناراحتی ها را از روی بهترین خلایق (یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله) می زدودم. آرام باشید، به زودی گرد و غبار می نشیند و ثمره سمی قاتل خواهید یافت. خداوند برای قضاوت ما و پیامبر بعنوان خصم شما و قیامت برای محل مخاصمه کافی است.
سخنرانی ابوبکر درباره توافق مردم بر غضب فدک
وقتی ابوبکر نامه را خواند وحشت و رعب شدیدی او را گرفت و گفت: عجیب است! چه جرأتی نسبت به من دارد که دیگری ندارد!؟
سپس دستور داد تا مردم جمع شوند و بر ایشان سخنرانی کرد و ضمن آن اقدامات خود را به اتفاق و توافق مردم نسبت داد و چنین گفت: ای مهاجرین و انصار، می دانید که من درباره باغهای فدک بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله با شما مشورت کردم و شما گفتید: پیامبران ارث نمی گذارند، و این اموال فدک باید به غنیمت ها اضافه شود! ما هم این نظر شما را به اجرا گذاشتیم، ولی مدعی آن این مطلب را نمی پذیرد. این مدعی فدک است که می ترساند و تهدید می کند و به جان پیامبرش قسم یاد می کند که آن را با خون کشنده بیالاید.
به خدا قسم من خلافت را باز پس دام ولی مورد قبول واقع نشد!! همه اینها برای احتراز از کراهت فرزند ابوطالب و فرار از درگیری با او بود. مرا با فرزند ابوطالب چه کار است؟ آیا کسی با او به منازعه پرداخته که بر او غالب شود؟!
پس از این سخنرانی، عمر که احساس ضعف در سخنان ابوبکر را به خوبی متوجه شده بود در مجلس مشورت به او گفت: تو فقط این گونه سخن می گویی. سبحان الله! چه قلب وحشت زده ای پیدا کرده ای و نفست بی تحمل شده است! من گردنهای عرب را برای تو خم کردم، و حکومت شوری را برایت تثبیت نمودم. اگر چنین نبود پسر ابوطالب استخوانهایت را آرد می کرد! خدا را شکر کن که من در کنار تو هستم!
ابوبکر گفت: ای عمر، تو را به خدا سوگند می دهم که مرا از مغلطه ها و مانع سازیهای خود رها کنی. به خدا سوگند اگر او بخواهد من و تو را بکشد با دست چپش می کشد و نیازی به دست راست ندارد!
سخنان ابوبکر در تهدید و تطمیع مهاجرین و انصار

غاصبین فدک با تخریب زمینه های اجتماعی به دست خود، احساس خطر جدی کردند و چاره نهایی را در تهدید و ارعاب دیدند که در ضمن آن تطمیعهایی هم به چشم می خورد. ابوبکر بر منبر رفت و مردم به مخاطب قرار داد و گفت: ای مردم، این چه گونه فرادادن به هر سخنی است؟ این آرزوها در زمان پیامبر کجا بود!؟ از ضعیفان کمک می گیرید و زنان را به یاری می طلبید سپس رو به انصار کرد و گفت: این انصار، سفیهان شما به من رسیده است و این در حالی است که شما سزاوارترین مردم به حفظ عهد پیامبرید.
بدانید که من نسبت به کسی که مستحق مجازات نباشد دست و زبان باز نخواهم کرد.
ابوبکر در پایان تهدیداتش وارد جنبه تطمیع مردم شد و برای خریداری فکر مردم گفت: بعد از همه اینها، فردا صبح همه گرفتن سهمیه های خود از بیت المال بیایید، و این آخرین راه مؤ ثر بود که برای روز مبادا ذخیره کرده بودند.
آخرین سخنان حضرت زهرا در رابطه با فدک
در آخرین روزهای عمر حضرت، یکی از زنان طرفدار سقیفه بعنوان عیادت نزد حضرت آمد. حضرت بعنوان آخرین سخنی که درباره فدک بر زبان آورد به او فرمود:
آنگاه که پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت ابوبکر و عمر با جرأت تمام فدک را گرفتند. فدک اعطایی پروردگار به پیامبر بود که آن را برای قوت فرزندان از نسل او و خودم به من بخشیده بود. این مطلب را خدا می دانست و امین او شاهد بود. من صبر بر این ظلم را باعث تقرب به درگاه الهی در روز قیامت می دانم، و خورندگان آن به ظلم، آن را شعله ور کننده حمیم در شعله های جهنم خواهند یافت.
این بود داستان سرزمینی که در یک روز شیرین به امر خداوند تعالی و به دست پیامبر صلی الله علیه و آله به بانوی بانوان جهان تقدیم شد، و چهار سال در اوج شادمانی در آمد آن صرف مستمندان گردید و چشمان بسیاری از نیازمندان منتظر رسیدن در آمد فدک بود تا از بخشش فاطمه سلام الله علیها زندگی خود را سامانی بخشند.
تا آنگاه که به فاصله ده روز از رحلت بخشنده فدک، یادگاری پیامبر صلی الله علیه و آله را به عجله از دست یادگار پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آوردند و شیرینی گذشته را به کام فاطمه سلام الله علیها و شیعیانش تلخ کردند و اشک شیعیان را تا آخر روزگار بر مظلومیت صاحب فدک حضرت زهرا سلام الله علیها جاری ساختند.
اکنون فدک بعنوان شاهدی محکم در دست شیعیان حضرت زهرا سلام الله علیها است که با پیمودن قرنها خود را به مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله می رسانند و ندای جانسوز و آه دل شکسته یادگار وحی را پاسخ مثبت می دهند. فاطمه سلام الله علیها این مدرک قوی را به دست دوستان خود سپرده، تا در هر کجا و هر زمان نشان دهند که نسبت به مقام عصمت کبری بی تفاوت نیستند.
این سند محکم به طور علنی بر همگان روشن ساخت که صاحب مقام رضی فاطمه رضی الله و آنکه غضب او غضب پروردگار است، بر چه کسانی غضب کرد و آنان چگونه نارضایتی او را فراهم آوردند و عکس العمل حضرت در برابر آنان چه بود.
سیده زنان جهان، در عمر خود یک بار خطابه ایراد نموده و مخاطب او تمامی نسلهای آینده اند. دریای معارف اعتقادی که بانوی علم در این خطبه بلند برای انسانیت ارائه فرموده، بزرگان علم را به شرح و تبیینش واداشته و بحری عمیق است که کسی نتوانسته به منتهایش دست یابد. ما را نیز در این مختصر، جز مطالعه متن آن مجال بیشتری نیست. در انتظار آخرین وارث زهرا سلام الله علیها روز شماری می کنیم تا بیاید و زربفت سخن مادر از چنان باز نماید که چشمها را جلا دهد و قلبها را از این گنج دست ناخورده نورانی فرماید.

من الذی استبدلوه بعلی

الا هلم فاسمع و ما عشت اراک الدهر عجبا، و ان تعجب فقد اعجبک الحادث!
الی ای نحو اتجهوا؟ و الی ای سناد استندوا؟ و علی ای عماد عتمدوا؟ و بایه عروه تمسکوا؟ و علی ایه ذریه اقدموا و احتنکوا؟ و لمن اختاروا و لمن ترکوا؟ لبئس المولی و لبئس العشیر بئس للظالمین بدلا.
استبدلوا و الله الذنابی باقوادم، و الحرون باقاحم، و العجز بالکاهل.
فرغما لمعاطس قوم یحسبون انهم یحسنون صنعا! الا انهم هم المفسدون و لکن لایشعرون.
و یحهم! و افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع، امن لا یهدی الا ان یهدی؟ فما لکم، کیف تحکمون؟

 

پیش بینی عاقبت غصب خلافت

هان، بیا و بشنو، و تا زنده ای روزگار امر عجیبی را به تو نشان خواهد داد! و اگر تعجب کنی بدان که همین حادثه تو را به تعجب وا داشته است!
به کدام سو روی آورده اند؟! و به کدام تکیه گاهی اتکا نمودند؟!. به کدام پایه ای اعتماد نمودند؟! و به کدام دستاویزی چنگ زدند؟! و بر ضد کدامین ذریه ای اقدام کردند و بر آنان چیره شدند؟! و برای چه کسی انتخاب کرند و برای چه کسی رها نمودند؟! چه بد سرپرستی و چه بد دوستانی! و برای ظالمین چه بد جایگزینی است.
به خدا سوگند پس ماندگان را به جای پیشتازان، و ترسوی نادان را به جای دلیر آگاه، و فرومایگان را به جای معتمدان خود قرار دادند. بینی شان بر خاک مالیده باد و پشیمان شوند قومی که گمان می کنند کار درستی انجام می دهند. بدانید که آنان مفسدند ولی خود نمی دانند.
وای بر آنان! آیا کسی که به حق هدایت می کند سزاوارتر به پیروی است یا کسی که خود هدایت نیافته مگر آنکه هدایت شود؟ شما را چه شده است؟! چگونه حکم می کنید؟!
عذر لا یقبل بعد التقصیر
فاعادت النساء قولها علیه السلام علی رجالهن، فجاء الیها قوم من وجوه المهاجرین و الانصار معتذرین و قالوا: یا سیده النساء لو کان الوالحسن ذکر لنا هذا الامر من قبل ان نبرم العهد و نحکم العقد لما عدلنا عنه الی غیره.
فقالت علیه السلام: الیکم عنی، فلا عذر بعد تعذیرکم و لا امر بعد تقصیر کم.
در اینجا متن عربی خطبه فاطمی فدک پایان می پذیرد.

عذری که پذیرفته نیست

زنان عیادت کننده فرمایشات حضرت زهرا سلام الله علیها را برای مردان خود بازگو کردند.
پیرو آن عده ای از بزرگان مهاجرین و انصار بعنوان عذر خواهی نزد حضرت آمده و گفتند: ای سیده النساء اگر ابوالحسن (علی علیه السلام) این مسئله را قبل از آنکه پیمانی ببندیم و عقدی را محکم کنیم به ما یاد آور می شد، ما او را رها نکرده سراغ دیگری نمی رفتیم.
حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: از من دور شوید (بس کنید)، که با بهانه های بیهوده تان عذر شما پذیرفته نیست و با کوتاهی های شما جای هیچ سخنی باقی نمانده است!
در اینجا ترجمه فارسی خطبه فاطمی فدک پایان می پذیرد
مدارک خطبه فدک
در طول تاریخ تاکید خاصی بر حفظ متن برای این خطبه بوده که هم دریای معارف اعتقادی است و هم یادگار مادر شیعه و سند مظلومیت اوست.
بیش از ۲۳۰ کتاب مستقل به زبانهای فارسی، عربی، اردو، ترکی، انگلیسی و فرانسوی در موضوع فدک تألیف شده، که ۱۰۰ کتاب آن درباره خطابه حضرت زهرا سلام الله علیها و شرح و تفسیر آن است.
سند خطابه حضرت زهرا

اسناد بلند و معتبر خطابه زهرا سلام الله علیها از امیرالمؤ منین علیه السلام و فرزندان آن حضرت آغاز می شود. زینب کبری سلام الله علیها دختر پنج ساله فاطمه سلام الله علیها در آن غوغای حق کشی صدای مادر را در سینه ضبط نمود و به نسلهای مسلمین رساند و تا امروز اثر آن زنده مانده است. همچنین امام حسین و امام زین العابدین و امام باقر و امام صادق علیه السلام بعنوان ناقلین خطبه مادرشان فاطمه سلام الله علیها آن را به اصحابشان آموخته اند.
نکته ای که در این مورد جلب توجه می کند جنبه ادبی بسیار بالای خطبه است که باعث شده عده ای از راویان و مولفین غیر شیعه نیز این خطبه مفصل را با جزئیاتش نقل کنند.
از نمونه های بسیار جالب، نقل این خطبه در کتاب المنظوم و المنثور من الکلام نسوان العرب من الخطب و الشعر است که مولف آن از علمای متقدم سنی است، و نسخه خطی این کتاب در خزانه موکل عباسی در قرن دوم بوده است.
منابع خطابه حضرت زهرا
خطابه حضرت زهرا سلام الله علیها با اسناد زیادی نقل شده که بسیاری از آنها به دست ما نرسیده و یا اگر رسیده متن کامل خطبه را همراه نداشته و فقط قسمتهایی از آن را نقل کرده است. اسنادی که تاکنون به دست ما رسیده و خطبه کامل حضرت را برای ما نقل کرده باشد ۲۲ سند است که ذیلا بعنوان پشتوانه متن آماده شده خطبه عینا ذکر می شود. این اسناد از ۱۷ منبع به شرح زیر استخراج شده است:
۱٫ دلائل الامه، ابوجعفر محمد بن جریر طبری امامی از علمای قرن پنجم، چاپ قم، موسسه بعثت، ۱۴۱۳: ص ۱۰۹ – ۱۲۹٫
۲٫ الاحتجاج، ابومنصور احمد طبرسی متوفای ۵۴۸ چاپ قم،: ج ۱ ص ‍ ۱۳۱ – ۱۴۶٫
۳٫ کشف الغمه فی معرفه الائمه علیه السلام، ابوالحسن علی بن عیسی اربلی متوفای ۶۹۳، چاپ بیروت، دار الکتاب الاسلامی، ج ۲ ص ۱۰۵ – ۱۲۰٫
۴٫ شرح نهج البلاغه، ابن میثم بحرانی متوفای ۶۷۹، چاپ بیروت، ۱۴۰۱، دار العالم الاسلامی: ج ۵ ص ۱۰۵٫
۵٫ الشافی فی الامامه، سید مرتضی علیم الهدی متوفای ۴۳۶، چاپ تهران، موسسه الصادق، ۱۴۱۰: ج ۴ ص ۶۹ – ۷۸٫
۶٫ شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار علیه السلام، قاضی نعمان مغربی متوفای ۳۶۳، چاپ قم، جامعه مدرسین: ج ۳ ص ۳۴ – ۴۰٫
۷٫ الطرائف، سید رضی الدین علی بن طاووس متوفای ۶۶۴، چاپ قم، ۱۴۰۰: ص ۲۶۳ – ۲۶۶٫
۸٫ الدر النظیم فی مناقب الائمه اللهامیم، جمال الدین یوسف بن حاتم شمامی از علمای قرن هفتم، چاپ قم، جامعه مدرسین ۱۴۲۰: ص ۴۶۵ – ۴۸۳٫
۹٫ الکتاب المبین، محمد بن عبدالنبی نیشابوری متوفای ۱۲۳۲، نسخه خطی کتابخانه آیه الله مرعشی قم، شماره ۱۸۷۵، ص ۱۹۰٫
۱۰٫ انوار الیقین فی امامه امیرالمؤ منین علیه السلام، حسین بن بدرالدین حسنی یمنی متوفای ۶۷۰، نسخه خطی کتابخانه مرکز الابحاث العقائده فم: ص ۲۷، ۲۷۶ – ۲۸۷٫
۱۱٫ منال الطالب فی شرح طوال الغرائب، مبارک بن محمد بن اثیر متوفای ۶۰۶، چاپ مکه، جامعه ام القری، ۱۳۹۹، ص ۵۰۱ – ۵۰۷، ۵۲۸ – ۵۲۹٫
۱۲٫ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید المتوفی ۶۵۶، چاپ مصر، دار احیاء الکتب العربیه، ج ۱۶ ص ۲۱۱ – ۲۱۵، ص ۲۲۳ – ۲۳۴٫
۱۳٫ التذکره الحمدونیه، ابن حمدون محمد بن حسن متوفای ۵۶۲، چاپ بیروت، دار صار، ۱۹۹۶، ج ۶ ص ۲۵۵ – ۲۵۹ ح ۶۲۸٫
۱۴٫ نثر الدار، ابوسعد منصور آبی متوفای ۴۲۱، چاپ مصر، الهیئه المصریه العامه الکتاب: ج ۴ ص ۸ – ۱۵٫
۱۵٫ بلاغات النساء ابن طیفور احمد بن ابی طاهر متوفای ۲۸۰، چاپ قم، انتشارات بصیرتی: ص ۱۲، ۱۴٫
۱۶٫ الفاضل فی صفه الادب الکامل، ابوالطیب محمد بن احمد وشاء متوفای ۳۲۵، چاپ بیروت، ۱۴۱۱، دار الغرب العربی، ص ۲۱۰ – ۲۱۳٫
۱۷٫ نسخه علامه قزوینی، که در کتاب فدک ص ۱۴۵ آورده و ویژگی خاصش را مقابله آن توسط چند نفر از علمای نسخه شناس بیان نموده است.
لازم به تذکر است که سه منبع زیر نیز قسمتهایی از خطبه را نقل کرده اند:
۱٫ معانی الاخبار، شیخ صدوق متوفای ۳۸۱، چاپ قم، مکتبه الداوری: ج ۲ ص ۲۹۵ – ۲۹۶، ج ۱ ص ۳۸۴ – ۳۸۵٫
۲٫ امالی طوسی، شیخ طوسی متوفای ۴۶۰، چاپ قم، مکتبه المفید: ص ‍ ۳۸۴٫
۳٫ نسخه علامه مجلسی، که در بحارالانوار: ج ۲۹ ص ۳۱۱ آورده و می گوید:
در حاشیه نسخه قدیمی از کتاب کشف الغمه یافتم که نوشته بود: به خط سید مرتضی یافتم که… و بعد قسمتی از خطبه را نقل می کند. این نسخه هم اکنون در کتابخانه آستان قدس رضوی به شماره ۱۰۸۱ موجود است.
اسناد خطابه حضرت زهرا

اسناد خطابه حضرت زهرا سلام الله علیها در مسجد با ۲۲ سند نقل شده که تفصیل آن چنین است:
روایت حضرت زینب کبری
۱٫ قال ابو جعفر بن جریر الطبری فی دلائل الامامه اخبرنی ابوالحسین محمد بن هارون بن موسی التلعکبری، قال حدثنا ابی، قال: حدثنا ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید الهمدانی، فقال: حدثنی محمد بن المفضل بن ابراهیم بن المفضل بن قیس الاشعری، قال: حدثنا علی بن حسان، عن عمه عبدالرحمن بن کثیر، عن ابی عبدالله جعفر بن محمد، عن ابیه، عن جده علی بن الحسین علیه السلام، عن عمه زینب بنت امیرالمؤ منین علیه السلام.
۲٫ قال الطبری ایضا فی دلائل الامه: قال العباس: حدثنا محمد بن المفضل بن ابراهیم الاشعری، قال: حدثنی ابی، قال: حدثنا احمد بن محمد بن عمرو بن عثمان الجعفی، قال حدثنی ابی، عن جعفر بن محمد علیه السلام، عن ابیه، عن جده علی بن الحسین علیه السلام، عن عمته زینب بنت امیرالمؤ منین علیه السلام و غیر واحد.
۳٫ قال الطبری ایضا فی دلائل الامامه: حدثنی القاضی ابو اسحاق ابراهیم بن مخلد بن جعفر بن سهل بن حمران الدقاق، قال: حدثنی ام الفضل خدیجه بنت محمد بن احمد بن ابی الثلج، قال: حدثنا ابوعبدالله محمد بن احمد الصفوانی، قال: حدثنا ابواحمد عبدالعزیز بن یحیی الجلودی البصری، قال: حدثنا محمد بن زکریا، قال: حدثنا جعفر بن عماره الکندی، قال: حدثنی ابی، عن الحسن بن صالح بن حی، قال: حدثنی رجلان من بنی هاشم، عن زینب بنت علی علیه السلام.
۴٫ قال ابن ابی الحدید فی شرحه علی نهج البلاغه: قال ابوبکر احمد بن عبدالعزیز الجوهری: حدثنا محمد بن زکریا، قال: حدثنا جعفر بن محمد بن عماره الکندی، قال: حدثنی ابی، عن الحسین بن صالح بن حی، قال: حدثنی رجلان من بنی هاشم، عن زینب بنت علی علیه السلام.
۵٫ قال الحسن بن بدرالدین محمد الحسنی الیمنی فی انوار الیقین: حدثنا ابوزرعه احمد بن محمد بن موسی الفارسی، قال: حدثنا القاسم بن محمد بن صعب الکوفی، قال: حدثنی ابی، قال: حدثنی یحیی بن الحسین بن زید بن علی، عن ابیه، عن جده، عن عمته زینب بنت علی علیه السلام.
۶٫ قال احمد بن ابی طاهر ابن طیفور فی بلاغات النساء حدثنی جعفر بن محمد رجل من اهل دیار مصر – لقیته بالراقفه – قال: اخبرنا جعفر الاحمر، عن زید بن علی بن الحسین علیه السلام، عن عمته زینب علیه السلام.
۷٫ قال جمال الدین یوسف بن حاتم الشامی فی الدر النظیم: روی عبدالله بن علی بن ابی طالب علیه السلام.
روایت امام حسین

۸٫ قال ابوجعفر الطبری فی دلائل الامامه: حدثنا العباس بن بکار، قال: حدثنا حرب بن میون، عن زید بن علی، آبائه علیه السلام، و هو ینهی الی الحسین علیه السلام.
۹٫ قال ابن طیفور فی بلاعات النساء عن ابی الحسین زید بن علی بن الحسین علیه السلام، قال: حدثنیه ابی، عن جدی الحسین علیه السلام.

روایت ابن عباس

۷٫ قال الشیخ الطوسی فی الامالی: قال اخبرنا الحفار، قال: حدثنا اسماعیل بن علی الدعبلی، قال: حدثنا احمد بن علی الخزاز – ببغداد بالکرخ بدار کعب – قال: حدثنا ابوسهل الدقاق، قال: حدثنا عبدالرزاق (خ ل بن عبدالرزاق) قال الدعبلی: حدثنا ابو یعقوب اسحاق بن ابراهیم الدبری -بصنعاء الیمن فی سنه ثلاث و ثمانین و مائین – قال: حدثنا عبدالرزاق، قال: اخبر نا نعمر، عن الزهری، عن عبید الله بن عبدالله بن عتبه بن مسعود، عن ابن عباس.
روایت عطیه عوفی
۸٫ قال ابن طیفور فی بلاغات النساء حدثنی هارون مسلم بن سعدان، عن الحسن بن علوان، عن عطیه العوفی.
تنظیم و ترجمه متن کامل خطبه حضرت زهرا

متن عربی خطابه حضرت زهرا سلام الله علیها تا کنون به صور مختلف به چاپ رسیده که اکثر آنها طبق روایت کتاب احتجاج طبرسی بوده است. لذا آماده سازی متنی کامل و مقابله شده بر نسخ متعددی که ذکر شد، با توجه به جایگاه عظیم خطابه حضرت در میراث فرهنگی شیعه، از واجبات علمی ماست.
متن حاضر طبق منابع و اسنادی که قبلا ذکر شد پس از مقابله و تطبیق آن در مدارک بیست گانه اش یعنی کتابهای دلائل الامه، الاحتجاج، کشف الغمه، الشافی، شرح نهج البلاغه ابن میثم، الطرائف، الدر النظیم، الکتاب المبین، شرخ الاخبار، انوار الیقین، امالی شیخ طوسی، معانی الاخبار، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، بلاغات النساء التذکره الحمدونیه، نثر الدر، منال الطالب، الفاضل فی صفه الادب بلاغات النساء التذکره الحمدونیه، نثر الدر، منال الطالب، الفاضل فی صفه الادب الکامل، و نیز نسخه علامه قزوینی در کتاب فدک و نسخه علامه مجلسی در بحار تنظیم و تلفیق شده، که در ۳۷ بخش قدیم شده است.
کیفیت تنظیم خطبه و مقابله نسخه ها و موارد تکمیلی آنها نسبت به یکدیگر در کتاب اسرار فدک بیان شده، و طالبین می توانند به آن کتاب مراجعه نمایند.
در کتاب حاضر، متن خطبه بدون پاورقی و ذکر نسخه بذلها آمده و در اول هر بخش عنوان آن ذکر شده است.
حرکات و اعراب گذاری برای سهولت در مطالعه و حفظ خطبه انجام گرفته، و مواردی مهم خطبه با حروف سیاه آورده شده است.
ترجمه فارسی نیز در ۳۷ بخش تنظیم شده و سعی بر آن بوده که ظرافت معانی مراعات شود و در عین حال تا حد امکان از الفاظ پیچیده استفاده نشده به طوری که برای عموم قابل درک باشد. اضافه بر اینکه استعاره و کنایه و ضرب المثل هایی نیز در آن وجود دارد و در معنی کردن آنها درک صحیح فارسی زبانان در نظر گرفته شده است. البته نظر به اهمیت خطبه، فهم دقیق بعضی موارد آن احتیاج به تفسیر دارد که کتاب اسرار فدک تا حدودی به آن پرداخته ایم.
یاد آور می شود قطعات تاریخی که همزمان با خطبه و در همان مجلس واقع شده جمع آوری شد و به صورتی که در متن خطبه مشخص است تلفیق شد. این بدان جهت است که خطابه حضرت زهرا سلام الله علیها صورت محاکمه داشته و گفتگوهای متعددی ضمن آن واقع شده که برای ارائه صورت کامل آن باید به این صورت تنظیم می شد تا خواننده تصور دقیقی از ماجرا داشته باشد.
ما اکنون به استقبال صدای فاطمی علیه السلام می رویم، در روزگاری که آن بزرگ بانوی جهان با تنفر و غضب نسبت به چنان مردمانی فدک را رها کرد و رفت، و ننگ و نفرین نثارشان نمود. امامان معصوم از فرزندان زهرا سلام الله علیها نیز حاضر به باز پس گرفتن سرزمینی نشدند که به قیمت جسارت به مقام والای مادرشان غصب شد.
امامان ما حساب فدک را به قیامت گذاشتند چرا که صاحب فدک چنین می خواست و با همین خواسته از این جهان رفت. آنچه بر آن تاکید فرمودند این بود که شیعیان با احساس دیگری این خطبه مادرشان را دنبال کنند و گوش جان به صدای پر سوز و گداز فاطمه سلام الله علیها بسپارند و تا حد امکان آن را در سینه جای دهند و حفظ دهند و حفظ کنند و به فرزندان و خویشان و دوستان خود بیاموزند.
ای فاطمه پهلو شکسته، که در هیجده سالگی با قد خمیده و با سیلی از اشک، این خطابه مفصل را در دفاع از حریم عصمت ایراد فرمودی، صدای شکستن دل تو از لابلای سخنانت قلب ما را می سوزاند و روح ما را که از طینت تو بر گرفته است غصه دار می کند.
با تو ای دو جهان پیمان می بندیم که کلامت را نیک به خاطر بسپاریم و مفاهیم آن را از اعماق جان درک کنیم و با آنچه در توان داریم از مقام شامخ تو دفاع کنیم و از کنار فدک تو بی تفاوت نگذریم.